صفحه ها
دسته
دوستان وبلاگي
منابع و ماخذ وبلاگ
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 238826
تعداد نوشته ها : 352
تعداد نظرات : 72
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
٭ سیدمهدی حسینی طیّب حاج رضایی از شهدای 15 خرداد 42 به شمار می‌رود. او زندگی بسیار پرماجرایی داشت و در بخش اول دوران زندگی‌اش چندان خوش‌سابقه نبود.اما او در تمامی زندگی‌اش ارادت خاصی به خاندان اهل بیت علیه‌السلام داشت و همان خاندان در پایان عمر او یاریگر او بودند؛ به گونه‌ای که وی عاقبت‌به‌خیر گردید.به سخن دیگر، باید گفت که او آزادمردی، غیرتمندی و جوانمردی را از مکتب امام حسین (ع) آموخته بود که در برابر زورگویی‌ها و ستمگران از خود مقاومت نشان می‌داد. او به اعتقادات مذهبی خود پایبند بوده است. در این مورد حجت‌الاسلام ناصری می‌گوید: «خود طیب یک عِرق مذهبی خاصی داشت. مثلاً در ماه رمضان ریش خود را نمی‌زد، مسجد می‌آمد و خیلی کارها را کنار می‌گذاشت. در ایام عاشورا، اینها دسته‌ای داشتند و خرج‌های زیادی در تاسوعا و عاشورا می‌دادند. یادم هست تاسوعا، عاشورای آن سال صحبتش بود که مثلاً دارودسته طیب یازده تُن برنج پختند و به مردم دادند. آن موقع‌ها در خرج دادن‌ها بر سر زبان‌ها بود.»[1]محسن رفیق‌دوست در خاطرات خود درباره خصوصیات طیب حاج رضایی اظهارنظر مشابهی دارد:«اگرچه در زندگی خودش مسئله درشت، ولی اهل هر فرقه‌ای هم که بود از ارادتمندان حضرت اباعبدالله الحسین بود و اگر در روزهای دیگر سال چاقوکشی و یا گردن‌ کلفتی یا هر کار دیگری می‌کرد حداقل در ماههای محرم و صفر و رمضان این کارها را کنار می‌گذاشت و به اصطلاح شسته و رفته می‌شد؛ به‌ویژه در ماه محرم تکیه می‌بست و روضه‌خوانی ترتیب می‌داد و دسته عزاداری
چهارشنبه بیست و سوم 11 1387
٭ دکتر علیرضا علی صوفی  چکیده پیوستگی تحولات ایران با رویدادهای جهانی و بازیگران اصلی صحنه بین المللی در تاریخ معاصر ، به حدی گسترده است که بی توجهی و نادیده گرفتن آن شناخت دقیق و درک صحیح از اتفاقات گوناگون سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را ناممکن می سازد. از این رو ، آنچه رویدادهای دوران محمدرضا شاه را در ارتباط گسترده و پیچیده تری با نظام بین المللی قرار می دهد ، جنگ سردی است که میان دو جهان کمونیسم و سرمایه داری حاکم شد و کشور ایران نیز در کانون این منازعات بین المللی قرار گرفت. لذا رویدادهایی از جمله بحران تخلیه ایران در پایان جنگ جهانی دوم ، ملی شدن صنعت نفت و متعاقب آن کودتای 28 مرداد 1332 و قیام پانزده خرداد 1342و در نهایت پیروزی انقلاب اسلامی 1357 را نمی توان جدا از سیاستهای بین المللی و گرایشات سیاست خارجی ایران مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. این مقاله بر آن است ، رویدادهای داخلی ایران که، به مثابه حلقه های زنجیر به هم مرتبط و متصل هستند ، در پیوند با متغیرهای بین المللی و تأثیر گذار بر وقایع ایران تبیین گردد. در مجموع، بحران های حکومت شاه به چهار بخش تقسیم شده که عبارت است از: 1- بحران مشروعیت سیاسی (وجاهت سیاسی)                  2- بحران مشروعیت مذهبی (وجاهت مذهبی) 3- بحران مشروعیت اقتصادی (وجاهت اقتصادی)             4- بحران مشروعیت بین المللی( وجاهت جهانی ) از آنجایی که تفکیک این بحران ها در سرنوشت نهایی حکومت شاه از هم ممکن نیست و عامل خارجی نیز در پیدایش و تشدید این بحران ها نقش عمده ای ایفاء نموده است و نیز به م
  1ـ سخنرانی در دیدار با روحانیون و ائمه‌ی جمعه و جماعات استان مازندران 22/2/69 در همین مقطع که همه‌ی محاسبات مادّی نشان می‌داد که آینده‌ی بشریت آن است، ناگهان حادثه‌یی اتفاق افتاد. این حادثه، در اول توجه دنیا را خیلی هم به خودش جلب نکرد؛ امّا برخلاف انتظار تفسیرکنندگان و بینندگان، روزبه‌روز حجم و معنا و محیط تسلط و تصرف او وسیعتر شد و ناگهان به یک انفجار در یک نقطه‌ی عالم منتهی گردید. آن‌وقت، صاحبان قدرت جهانی احساس کردند که تا حالا در ارزیابی این پدیده اشتباه می‌کردند. به فکر علاج افتادند،‌ ولی دیگر نتوانستند، آن حادثه چیست؟ حادثه‌ی نهضت روحانیت و نهضت دین در ایران در سال 1341. [لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی] ـ آن روزی که این حادثه اتفاق افتاد، کسی در دنیا برای آن اهمیتی قایل نشد. حتّی آن وقتی که 15 خردادی به وجود آمد و آن کشتار و آن مسایل اتفاق افتاد، در دنیا آن‌قدر انعکاسی پیدا نکرد. نه کسی را خیلی امیدوار کرد،‌ نه کسی را خیلی ترساند. شعله‌یی بود،‌ بعد هم دیدند مثل این که فروکش کرد. مانند آن که شعله‌ی تراشه و پوشال و ترکه و کارتن و مقوا، یک مرتبه می‌گیرد و بعد از چند لحظه هم فرو می‌نشیند و همه خیال می‌کنند تمام شد؛ غافل از این که آن هیزمها و کُنده‌های بسیار قطور و آتشدار، زیر این شعله‌ها بود. آنها گرفته، کسی هم درست ملتفت نیست و لحظه‌به‌لحظه هم آتشِ ماندگار و دیرپا تولید می‌کند. این آتشها تولید شد، تا به بیست‌ودوم بهمن و تشکیل جمهوری اسلامی رسید و ناگهان کشوری براساس دین و معنویت ایجاد شد که دیگر وقت گذشته بود. یعنی به مجردی که این نظام
گفتگو با آیت‌الله سیّد عزالدین حُسینی زنجانینقل حوادث و رویدادهای مهم تاریخ معاصر با گویش کسانی که در متن این وقایع بوده‌اند بسیار مستند و ارزشمند خواهد بود. از آنجا که بسیاری پانزدهم خرداد ماه 1342 را نقطه عطف شروع قیام خونین و اسلامی مردم ایران می‌دانند در این مصاحبه با یکی از چهره‌های حاضر در متن رویداد تاریخی 15 خرداد 1342 دیدار کرده و حوادث 15 خرداد را با رویکردی نو و همراه جزئیات آن از زبان وی می‌شنویم.آیت‌الله سیّدعزالدین حسینی زنجانی از اولین شاگردان درس فلسفه امام (ره) و علامه طباطبایی (ره)، فرزند آیت‌الله آقا سید محمود امام جمعه زنجانی از شاگردان برجسته آخوند ملاّ قربانعلی زنجانی پیشوای مشروعه‌خواهان زنجان است که در زمینه فقه و اصول به درجه اجتهاد نایل و صاحب رساله می‌باشد. ایشان خاطرات بکری از دوران بازداشت علما در وقایع 15 خرداد دارند: � برای آغاز لطفا در مورد مسائل منتهی به بازداشتتان در جریان قیام 15 خرداد و مطالبی که در زندان می‌گذشت اگر خاطراتی دارید بیان بفرمایید؟* بنده از خوانندگان گرامی متشکرم که وقتشان را صرف مطالعه این قطعات عبرت‌آموز تاریخ می‌کنند. ان‌شاءالله خدا، هم برای مصلحت و نفع گوینده و هم خواننده این قضیه را اتمام بفرماید.اما مقدمات زندانی و گرفتارشدن ما در 15 خرداد، از اینجا بود که این آریامهر ملعون، موضوع تقسیم اراضی را در زمان مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی شروع کرد، تا ببیند که عکس‌العمل چی می‌شود. بعد از وفات ایشان که در وفاتش هم اظهار جزع و تأثر مردم خیلی عجیب بود. یعنی تمام کشور ایران حتی در تهران، مسیحی‌ها و بقیه مذاهب هم انصافاً خوب عز
٭ سیدمهدی حسینیحاج اسماعیل رضایی یکی دیگر از چهره‌هایی است که پس از قیام 15 خرداد 42 دستگیر، محاکمه و سپس اعدام گردید.او که به سال 1304 در تهران متولد شده بود از همان دوران جوانی‌اش به بارفروشی در میدان میوه و تره‌بار شوش مشغول شد.اسماعیل رضایی از ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت به‌خصوص حضرت اباعبدالله الحسین و حضرت امام مهدی علیه‌السلام بود و تا آخر عمر پای اعتقادات دینی و مذهبی خود ایستادگی کرد. او همواره در محافل و مجالس مذهبی شرکت می‌کرد و با برخی از روحانیون ارتباط داشت و با راهنمایی آنها به ارائه خدمات به مردم فقیر و تهی‌دست اقدام می‌کرد.حسین شاه حسینی از آشنایان و همراهان شهید رضایی در مصاحبه‌ای درباره خدمات او گفت:«مرحوم حاج اسماعیل با کمک عده‌ای از یاران خودش در میدان تره‌بار آمدند در منطقه شترخوان زمینی تهیه کردند و 300 خانه دو اطاقه با آشپزخانه و توالت و حمام ساختند که هنوز هم هست. همزمان با این امر، زنهایی را که آلوده بودند از سطح شهر جمع کردند و به ارشاد و هدایت آنها پرداختند. بدین‌گونه که گروهی متشکل از چند نفر مرد تشکیل شده بود که یکیشان هم من بودم اینها می‌رفتند زنهایی را که به دلیل فقر یا نداشتن شوهر دچار بحران مالی شده و تدریجاً به فساد کشیده شده بودند، تک‌تک شناسایی می‌کردند و می‌آوردند به دست چند خانم متدین می‌سپردند تا آنها را نصیحت و ارشاد کنند و از آلودگی توبه دهند.»[1]شاه‌حسینی در ادامه گفتگوی خود به مجالس هفتگی هیئت مذهبی که در منازل برگزار شد و به نقش و حضور حاج اسماعیل رضایی چنین اشاره می‌کند:«او و یارانش جلسات سیّاری
در شورای انقلاب چه گذشت؟ گفتگو با دکتر عباس شیبانیپژوهشگر: عباس سلیمی نمین چکیده: هیچ بحثی روی مدیریت شهید بهشتی نیست و اشکالی به آن وارد نبود. حتی در مجلس خبرگان قانون اساسی هم که آیت‌الله منتظری رئیس بودند، بیشتر امور را به شهید بهشتی ارجاع می‌دادند و ایشان جلسات را اداره می‌کرد و با برخورد دقیقی که داشت واقعاً جلسات مجلس خبرگان قانون اساسی را خوب اداره می‌کرد. جلسه شورای انقلاب هم خیلی به شکل جلسه‌ اداری نبود بلکه جلسه دوستانه‌ای بود که دور هم جمع شده بودیم و کسی قصد ریاست نداشت، ولی تذکرات مورد نیاز را شهید بهشتی می‌داد که این نکات در تصمیم‌گیری مطالب شورای انقلاب مؤثر بود عباس شیبانی یکی از مبارزان قدیمی دوران نهضت اسلامی ایران چگونگی تشکیل شورای انقلاب را تشریح کرد. عباس شیبانی یکی از یاران قدیمی و مبارز انقلاب اسلامی است که بعد از استقرار نظام در برخی از مناصب سیاسی و اجتماعی کشور عهده‌دار مسئولیت بوده است. شیبانی در ایامی که شورای انقلاب تشکیل می‌شد به عنوان دبیر جلسات اعضای شورا حضور پیدا می‌کرد. وی چند بار نامزد انتخابات ریاست جمهوری نیز بوده و در حال حاضر به عنوان یکی از اعضای شورای شهر تهران به فعالیت مشغول است. گفتگویی که از نظر مخاطبان خواهد گذشت اولین جلسه بررسی عملکرد شورای انقلاب است که در تاریخ 22/10/81 توسط مرکز مطالعات و تدوین تاریخ ایران تهیه شده است. سلیمی‌نمین: بسم‌الله ‌الرحمن‌الرحیم. از «آقای دکتر عباس شیبانی»که قبول زحمت فرمودند و تشریف آوردند تا در مورد مذاکرات «شورای انقلاب» صحبت می‌کنیم، تشکر می‌کنم. آقای دکتر شیبانی به
قیام خونین 15خرداد 42 به روایت اسناد*محمد چگینی قیام پانزدهم خرداد 1342 یکی از وقایع مهم و نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود. بی‌گمان، تا پیش از انقلاب اسلامی با توجه به فضای سیاسی بسته و اختناق آوری که بر کشور حاکم بود سخن گفتن درباره آنچه حامیان دربار و شخص شاه «ارتجاع سیاه»1 مینامیدند بسیار مشکل بود. اما با پیروزی انقلاب زمینه و بستر مناسبی برای پژوهش درباره این واقعه مهم فراهم شد و اسناد تازه ای که در آرشیوهای ساواک و یا دیگر نهادهای حکومتی وجود داشت برای بررسی و بازشناسی آن در اختیار محققین قرار گرفت. به همین منظور کتابی به نام «قیام خونین پانزده خرداد 42 به روایت اسناد» توسط فردی به نام «م. دهنوی» گردآوری و در سال 1360 از سوی موسسه خدمات فرهنگی رسا در 258صفحه منتشر شد، دهنوی در ردیف نخستین آثاری است که با جمع آوری اسناد پیرامون این قیام گام پدید آمد.اسناد به علت اصالت و اعتبار، بر دیگر تحقیقات تاریخی برتری دارند. زیرا محتوای هر قطعه از این اسناد با زمان و رویداد نزدیکی دارد در نتیجه آنچه از محتوای آنها بر داشت میگردد بر خلاف کلیت قدیمی که دستخوش تغییراتی شده اند بکر و معتبراست. کتابی که اینک در اختیار ماست فقط شامل چند سند از هزاران سندی است که درباره قیام وجود دارد. این کتاب مشتمل بر چندین بیانیه، اعلامیه از سوی انقلابیون و بخشنامه و فرمانهایی است که از سوی دولت صادر شده است. گرد اورنده سعی کرده کتاب را بر اساس روز شمار تاریخی سامان دهی نماید. این اسناد اطلاعات با ارزشی از چگونگی شروع قیام و خواسته های نیروهای سیاسی و مذهبی دخیل در قیام در اختیار ما قرار میدهد.محتوای کتا
خاطره‌ای از روزهای اول انقلابدادگاه سپهبد ربیعی فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهیپس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از دادگاه‌هایی که در زندان قصر تشکیل شد ، دادگاه سپهبد ربیعی فرمانده کل نیروی هوایی بود . او در جواب آقای خلخالی و آیت‌الله آذری (که او را متهم به فساد فی الارض می‌کردند) گفته بود ، من "مفسد فی‌الارض" نیستم ، من "مفسد فی‌السماء" هستم . گفتند چرا ؟ گفت : « چون روزی که جنگ اکتبر میان مصر و اسرائیل شروع شد ، من از پایگاه وحدتی تهران ، هواپیما به مصر بردم و فرودگاه مصر را بمباران کردم و مجروحین اسرائیلی را به خرمشهر آوردم تا در بیمارستان این شهر بستری شوند . پس به این جهت من مفسد فی‌السماء هستم . » پس از اتمام دادگاه هم اشک تمساح می‌ریخت . از او پرسیدند چرا اشک می‌ریزی ؟ مگر از دادگاه ناراحتی ؟ گفت : «نه ، از حماقت خودم ناراحتم ! من باید کشته شوم ، چون احمقم ! » گفتند : چرا ؟ گفت : در پادگان نیروی هوایی ، وقتی که برای من خبردار می‌کردند ، زمین به لرزه در می‌آمد ؛ اما پس از انقلاب که دستگیر شدم ، چشمم را بستند و آوردند ، فکر کردم حتما چند کامیون پاسدار و سرباز ، مرا دستگیر کرده‌اند وقتی که مرا به زندان قصر آوردند ، وسط زندان قصر دیدم که بچه‌ای فریاد می‌زند تیمسار چشمانت را خودت باز کن . چشمم را باز کردم . هیچ کس را ندیدم . فقط یک بچه‌ی هفده ساله با تفنگ ایستاده و می‌گفت چشمان خودت را باز کن و سرت را پائین بینداز . اگر از دستورات آن بچه تخطی می‌کردم ، حتما هدف تیر قرار می‌گرفتم . لذا کاملا اطاعت کردم ، سرم را پائین انداختم . به
آیت‌الله سیدعزالدین حسینی زنجانیفرزند محمود در سال 1300 ش در شهر زنجان متولد شد. بعد از فراگیری مقدمات علوم دینی و ادبیات عرب، تحصیلات عالیه خویش را نزد بزرگانی همچون آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم خوئینی زنجانی و مرحوم والدش آغاز کرد. در حدود شهریور 1320 به قم مهاجرت و در درس خارج فقه و اصول آیات عظام حجت کوه کمره‌ای، سیدصدرالدین صدر و سیدمحمدتقی خوانساری شرکت جسته و معقول را از محضر امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی استفاده کرد. پس از مهاجرت آیت‌الله بروجردی در درس خارج فقه و اصول ایشان نیز شرکت نموده آنگاه به نجف مهاجرت نمود و منشأ خدمات ارزنده‌ای همچون تأسیس کتابخانه، مسجد، و انجمن‌های تبلیغی گردید. از تألیفات ایشان می‌توان به تقریرات اصول آیت‌الله بروجردی، شرح بر وسیله، حاشیه بر منظومه حکمت، تحریر کفایه‌الاصول و... اشاره نمود. وی هم‌اکنون یکی از مراجع معظم تقلیدی است که در مشهد مقدس سکونت دارد.**36**بسم‌الله تعالیرنج و لذت احساس درونی است نه تابع مظاهر فریبنده چه بسا امری است که مردم آن را دردناک و با مشقت تلقی می‌کنند ولی مردان صاحب‌ طمأنینه و وقار هم آن را وسیله ترقی به مدارج عالی انسانیت دیده و با آغوش باز آن را می‌پذیرند و بالعکس ممکن است مظاهر لذت‌بخش که مردم عادی در طلب آن سر و دست می‌شکنند موجب انحطاط بوده و انسان را سبب فرومایگی و پستی می‌گردد عسی ان تحبّو شیئاً و هو شرّ لکم: چه دانیم ناخوش کدام است یا خوش.خوش است بر ما آنچه خدا می‌پسندد و بدیهی است روح تا رنج نبیند صیقلی نشده و مهبط معارف و انوار الهی نمی‌گردد. لذا در این مدت که با عده‌ای از رجال علم و
ـ آقای اردستانی گفتند که مردم حرکت کرده بودند که به سمت ساختمان رادیو و تلویزیون بروند و مقصد اصلی‌شان آنجا بود.رادیو تلویزیون نبود. فقط می‌خواستیم برویم جایی که به اصطلاح افراد اصلی که سبب دستگیری امام خمینی شده بودند را ببینیم. دوباره دیدیم که ماشینی به سمت ما می‌آید. فردی که در قسمت عقب آن ماشین سواری بود گفت: «کجا دارید می‌روید. خودتان را به کشتن می‌دهید، برگردید بروید دنبال کارتان.» که بعد متوجه شدیم آن فرد سرهنگ بهزادی است. وقتی به نزدیکی باقرآباد رسیدیم یک باغی بود متعلق به آقای حسین نوپرور. که در کنار خیابان درخت بود و یک چاهی آنجا کنده بودند که در آن خاک زیادی ریخته بودند. یک وقت دیدیم که یک اتوبوس آمد و نگه داشت و عده‌ای سرباز یا ژاندارم از آن پیاده شدند. فرمانده‌شان [سرهنگ بهزادی] دستور داد که به صورت کمان در خیابان بنشینند. و آنها خبایان را بستند و شروع به تیراندازی کردند. ـ یعنی تا ایست دادند بلافاصله شروع به تیراندازی کردند؟وقتی به آنجا رسیدیم و آنها متوجه شدند که ما قصد برگشت نداریم به سمت ما شروع کردند به تیراندازی. عده‌ای که عقب‌تر بودند فرار کردند و ما هم که کفن پوشیده بودیم و برای کشته شدن آماده هنوز ایستاده بودیم. فردی بود به نام علی‌اکبر قلعه‌خواجه‌ای که الان بیمار است. علی‌اکبر اردستانی متولد قلعه‌خواجه‌ که در پیشوا زندگی می‌کنند. حاجی جنیدی بالای خاک آن چاه رفتند و فریاد زدند «مردم نترسید. این گلوله‌ها هوایی است. چرا فرار می‌کنید؟» ما ماندیم ولی عده‌ای فرار کردند. آنها شروع کردند به تیراندازی که البته از کمر به پائین را می&zwn
X